در هفته گذشته جلسهاي برگزار كرديم كه در آن هيچ بحثي صورت نگرفت و تنها برنامهريزي دقيقي انجام گرفت در راستاي اهداف گروه در سال جديد. قرار است شنبهها و دو شنبهها يك ديگر را زيارت كنيم.
انشاء الله در سال جديد بيشتر بتوانيم در خدمت دوستان باشيم.
+ جمعه 25 فروردین1391ساعت 12:40 ؛ محمدباقر-تاریخ فلسفه |
آقا منصور ما حال ندارند که مطالبشان را برای شما روی وبلاگ قرار دهند؛ بنابراين به يك عكس از تابلو در آخر كلاس بسنده ميكنند.
جلسه قبل در مورد نظريات وبر: جلسه قبلترش در مورد نظريات دوركيم: اين وريه حكمته و اون وريه هم علي!! 

+ دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 1:43 ؛ محمدباقر-تاریخ فلسفه |
بحث درباره تجربه ديني با نزول جايگاه عقل و نقل در غرب، شدت گرفت. اهميت تجربه ديني در اين است كه اين تجربه بخشي از حيات ديني فرد است. تجربه ديني چيست؟ تجربه ديني يك نوع مواجهه است با امر قدسي. براي تجربه ديني ويژگيهايي را ذكر كردهاند مانند: متعلق آن را فرد بدون واسطه درك ميكند و متعلق تجربه مربوط به خداوند و امر قدسي است. دين پژوهان متعددي دست به تقسيم بندي انواع تجربه ديني زدهاند. در اينجا ما تنها به تقسيم بندياي كه توسط ديويس صورت گرفته اشاره ميكنيم: 1. تجارب تفسيري: ديني بودن اين تجارب به سبب تفسير ما از آن رويداد است نه خود رويداد؛ مثلا فرد مسلمان يك اتفاق بد براي خودش را نوعي سنت الاهي فرض ميكند. ( اين دسته جرو تجربه ديني دسته بندي نميشوند، به اين دليل كه متعلق تجربه خودش الاهي نيست و فرد تجربه كننده است كه به آن جنبه الاهي مي بخشد). 2. تجارب شبه حسي: تجارب الاهياي كه به واسطه حواس پنچگانه صورت ميگيرند؛ مانند ديدن فرشتگان. 3. تجارب وحياني: تجاربي است كه در آن فرد به صورت ناگهاني، وحي و بصيرتي را دريافت ميكند. 4. تجارب احياگر: طي اين تجربه فرد ايمانش احيا ميشود. 5. تجارب مينَوي: در اين تجربه با امري مواجه ميشويم كه هم هراس انگيز است و هم دلانگيز. 6. تجارب عرفاني: تجاربي كه ديگر به واسطه اندامهاي حسي صورت نميگيرند و نوعي اتحاد را با خود دارند.
برچسبها: تجربه ديني, مينوي, ديويس
+ سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 0:22 ؛ محمد باقر حقانی فضل-روانشاسی دین |
بخش سوم از كتاب « در آمدي به جامعه شناسي دين» نوشتة مسعود جلالي مقدم. حس ندارم توضيح بدم. هر چي من توضيح دادم، محمد باقر نوشت روي برد. اينم سندش. براي ديدن عكسهاي زيبا اينجا را كليك كنيد!
+ شنبه 22 بهمن1390ساعت 21:23 ؛ منصور آزاد-جامعه شناسي دين |
جلسه ی دیشب خیلی خیلی باشکوه برگزارشد.ومن رو این دفعه وادارکرد پیش دستی کنم و گزارش رو خودم بنویسم...
ازمطالب جلسه فقط کمی ازکانت دیوانه یادم مانده آن هم به خاطراینکه تاسن نمی دانم چندسالگی زن نگرفته... بگذریم جلسه با صوت خودم شروع شد.وآرام آرام ماچندنفرجمع شدیم.علی آخرازهمه آمد. خلاصه تربگویم جلسه باتدریس محمدباقرعزیزشروع شدوحدودیک ساعت و نیم به طول انجامید.ازتقسیم بندی های کانت گفت:ازکمیت و کیفیت و..و.. ازپایه بودن علوم تجربی و ثابت کردن آن توسط کانت وعلم ریاضیات وکثرت و وحدت.. بعدازمحمدباقرنمیگم چیکارکردیم..فقط میگم صادق ام بود.بعدازچنددقیقه ای آقای جعفرمروجی عزیزازیک چیزی گفت که اسم کلمه هه ازیادم رفته ولی می دونم که صحبت ازگل لاله وشقایق و این جور نمادها بود.موضوعش اصطلاحات ادبی بود.حالابماند چی گفت چون خوب گوش ندادم. و بگویم ازآخرجلسه... صدای موسیقی ناب کلاسیک ازاتاق بغلی.صادق بود وهنروریش.نمی خواندنقاشی می کردوموسیقی گوش می داد.من هم همینطورگوش می دادم بنیامین هم بغل دست من نمیگم چیکارمی کرد.محمدباقرهم خابش آمده بود.منصورجامعه شناسی دین می گفت علی دستش تو دست جعفربود.جوادتو بغل علی خوابیده بود.کریم ساکت بود.من هم عکس پایین راببینیدمتوجه می شوید!!! 
+ سه شنبه 27 دی1390ساعت 19:10 ؛ سیدحکمت الله سجادی-گیدنز |
موضوع: بررسي فقهي تاريخي مجازات رجم ارائه دهنده: حجت الاسلام و المسلمين احمد عابديني مكان: موسسه فرهنگي فهيم «اصول فقهي كه در حدود و قصاص جاري است متفاوت از اصول فقهي است كه در مانند طهارت بهكار ميرود». اين گزارهاي است كه استاد بيانات خود را با آن آغاز ميكند تا راهي هم براي بازنگري به فقه باز كرده باشد. حكم رجم در اديان پيش از اسلام بوده است و در آن زمان به واسطه يهوديان وارد جزيرهالعرب شده بود. به نظر استاد، اسلام در اين فضا نميتوانست اين حكم را لغو كند؛ زيرا با اين اتهام كه ديني موافق با زنا كاري است مواجه ميشد. تمامي احاديث موجود در فقه شيعه مبني بر حكم رجم مربوط به امام باقر (ع) و بعد از ايشان است كه هيچ كدام در مقام اجرا نبودهاند. «حكم رجم مانند شمشيري است كه تنها براي ترس بالا است و هيچگاه پايين نميآيد.» ترجيعبند حرفهاي استاد است، البته براي اين حرف دلايلي هم اقامه ميكند. در راستاي دلايل خود نحوهي اثبات زناي محسنه را سه راه بيان ميكند: 1- چهار نفر عادل شهادت بدهند كه زنا صورت گرفتهاست. اين گزاره هرگز محقق نميشود زيرا افرادي كه بخواهند شهادت بدهند كه زنا صورت گرفته بايد شاهد زنا باشند و فردي كه شاهد زنا باشد از عدالت ساقط ميشود. حتي اگر در يك فرض دور از ذهن تصور كنيم كه عدهاي به صورت تصادفي نگاهشان به يك زنا بيافتد بسيار بعيد است در يك نگاه گذري شواهد كافي براي تحقق يك زنا را رؤيت كنند ( بايد دقيقاً آلتهاي طرفين هنگام دخول ديده شود). 2- شخصي خودش چهار بار اقرار كند. اين موضوع خيلي بعيد است كه روي دهد، زيرا دليلي براي اين كار نيست؛ مثلا اگر رضاي خدا يا رسيدن به بهشت هدف باشد، هيچ نيازي به اقرار زباني گناه نيست و با توبه در خلوت هم مراد حاصل ميشود. از طرفي هم در اقرار به گناه زنا، انكار زباني و عملي اقرار كننده جايز است. انكار زباني به اين معنا كه فرد بعد از اقرار به زنا ميتواند حرف خود را پس بگيرد. انكار عملي هم به اين معنا است كه فرد ميتواند حتي به هنگام اجراي حكم رجم با ترك محل خود را مبرا كند. هر انسان عاقلي هم اگرمورد اثابت سنگ قرار گيرد محل را ترك ميكند. 3- علم قاضي. علم قاضي هم كه بيدليل ثابت نميشود. در مطلبي جدا به بررسي تاريخي اين موضوع خواهم پرداخت.
+ دوشنبه 19 دی1390ساعت 18:3 ؛ محمدباقر-تاریخ فلسفه |
امروز قدري زودتر دست جنباندم و دارم كمتر 24 ساعت بعد از برگزاري جلسه شرحش را ميدهم. همه آمده بودند غير از جعفر، تماس كه گرفتم گفت نيم ساعت ديگر با شيريني ميآيد!! حكمت قرآن خواند و من با كانت شروع كردم، شايد فكر ميكردم كه بحثِ مقولات سنگين باشد و بايد در ابتدا به آن پرداخت. بعد از يك بحث تمام عيار با دوستان براي رفع خستگي گزارشي از حضورم در جلسه « بررسي فقهي تاريخي مجازات رجم (سنگسار)» در موسسه فهيم ارائه دادم ( خلاصهاش را هم براي شما در مطلبي جدا ميآورم). در همان ابتدا جعفر با يك جعبه شيريني و صورتي كه پر بود از خنده رضايت آمد و خبر خوش ازدواجش را به ما داد. از بس كه فصل امتحانات است دوستان همگي دستخالي آمده بودند. بعد از صرف چاي و شيريني، در روانشناسي دين، ايمان را از منظر پاسكال، تيليش و ويتگنشتاين بررسيديم. دست آخر هم كه ديگر حسابي مغزهامان داشت از دست ميرفت قدري با دكارت همگام شديم و همگي گفتيم كه شك ميكنيم پس هستيم...
+ سه شنبه 13 دی1390ساعت 15:20 ؛ محمدباقر-تاریخ فلسفه |
جواد نيست، و حكمت نيز؛ پس علي برايمان قرآن ميخواند. مهمان نداريم غير از منصور كه ديگر از ذيل عنوان مهمان خارج شدهاست و شدهاست عضو جديد! من ميروم روي سن و ادامه مقدمهي طولاني كتابِ كاپلستون را برميرسم. رسيدهايم درست به دكارت عزيز؛ اين يعني يك خبر خوش و رهايي از مقدمه. جعفر مروجيِ جانتر از جان، برايمان از دُن آرام ميگويد و خوب دلمان را با خودش ميبرد. من يكي كه مطمئن ميشوم در اولين فرصت بايد بخوانمش. كريم بسيار خستهاست و با پوزش از جمع از ما جدا ميشود. بعد از چاي من كانت ميگويم و همگيمان تصديق ميكنيم هوشش را در اثبات مكان و زمان. دست آخر هادي برايمان از روضه غذا ميآورد و همگيمان را از كار فرهنگياي كه كردهايم راضي ميكند. كريم كه ديگر خستگي برايش معنايي ندارد با بنيامين مينشيند، من با جعفر، علي با منصور و همگي نگران اين هستيم كه آيا محسن با آن يك غذا سير ميشود يا نه!!!
+ جمعه 9 دی1390ساعت 20:14 ؛ محمدباقر-تاریخ فلسفه |
در فصل سوم كتاب سعي بر آن است كه ايمان را از منظر جيمز بررسي كنيم، اما پيش از آن به نظريات ديگراني نيز نظر ميافكنيم.
ایمان در اندیشه اسلامی: آقای ایزوتسو قرآن پژوه معاصر، ایمان در قرآن را مورد بررسي قرار داده است: الف) چيستي ايمان: ۱- محور اساسي ايمان خدا است. ۲- ايمان ملازم با اعمال شايسته است. ۳- مبتني بر شناخت و معرفت است. ۴- متفاوت از يقين و ظن است. ۵- اختياري است. ۶- مرتبهاي است. ۷- مولفههاي احساسي در آن دخيلاند. ۸- اكتسابي است و ... ب) آثار ايمان: ۱- خروج از تاريكي ۲- آرامش قلب ۳- استواري سخن ۴- هدايت و ... تعريف ايمان خود محل نزاع بسياري از فرقههاي اسلامي است؛ اما ميتوان چهار تعريف متداول از ايمان در اسلام را برشمرد: ۱- تصديق قلبي به آموزههاي نبي (ايمان شهادتگرايانه). ۲- پيروي عملي از يافتههاي عقل و آموزههاي اسلام (ايمان عملگرايانه). ۳- عين معرفت فلسفي به خدا و ديگر حقايق هستي است (ايمان معرفتگرايانه). ۴- رويكردي با تمام وجود به سمت خدا (ايمان تجربهگرايانه) ويليام جيمز را ميتوان نزديك به عارفان دانست و در طبقه چهارم دستهبندي كرد. ويليام جيمز در كتاب تجربه ديني بارها از غزالي ياد ميكند. علامه طباطبايي ايمان را تصديق قلبياي كه ملازم با عمل است ميداند.
+ جمعه 9 دی1390ساعت 19:50 ؛ محمد باقر حقانی فضل-روانشاسی دین |
بابا موقع امتحانات است نمی شود امتحان آخر ترم راول کرد و چسبید به وبلاگ.می شود؟ نه خب معلوم است نمی شود مخصوصاً برای منِ شبِ امتحانی...آن هم با این سیستم پیام نور..
ادامهی جامعه شناسی: تندرستی و بیماری: در جوامعی که نسبتاً ثرتمندتر هستندبیماری در آنها کمتر رخ داده یا امکانات درمانی بیشتر خواهد بود.امید به زندگی و بیماریهای سخت نظیر ناراحتیهای قلبی، سرطان و ذات الریه از ویژگیهای اجتماعی تاثیر میپذیرند.قدری هم به توجه به بیماران اشاره شده است و نحوهی برخورد با بیماران که جزو قواعد اجتماعی بیان میشود. جرم و مجازات: مرد بدبخت محکوم شده بود که گوشت سینه ،دستها وپ اهایش را جداکرده و مخلوطی از روغن جوشان، موم و گوگرد بر روی زخمهایش بپاشند. آنگاه میبایست بدنش را به وسیلهی چهار اسب کشیده و چهار شقه شود و اعضای قطع شده را بعداً بسوزانند.(جرم:سوء قصدعلیه پادشاه فرانسه) این یک نمونه ازمجازات های نظامهای سنتی در قرنهای گذشته بود که با ازدیاد جمعیت و کوچ مردم به شهرها و احداث شهرهای بزرگتر نوع مجازات ها تغییرکرده و به شکل های امروزی درآمده است.افراد روانی از تبهکاران در زندانها جدا شده وبه بیمارستان انتقال پیدا کردند. تربیت آنها در زندانها و درمان بیماران در بیمارستانها نمونههایی از پیشرفت جوامع بود.
+ پنجشنبه 1 دی1390ساعت 13:31 ؛ سیدحکمت الله سجادی-گیدنز |
| ||||||